گفتم: خسته ام
گفتي: لاتقنطوا من رحمة الله
.::از رحمت خدا نا اميد نشيد(زمر/53)::.
گفتم: هيشكي نمي دونه تو دلم چي مي گذره
گفتي: ان الله يحول بين المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بين انسان و قلبش! (انفال/24) ::.
گفتم: غير از تو كسي رو ندارم
گفتي: نحن اقرب اليه من حبل الوريد
.:: ما از رگ گردن به انسان نزديك تريم (ق/16) ::.
گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش كردي!
گفتي: فاذكروني اذكركم
.::منو ياد كنيد تا ياد شما باشم (بقره/152)::.
گفتم: تا كي بايد صبر كرد؟
گفتي: و ما يدريك لعل الساعة تكون قريبا
.:: تو چه مي دوني! شايد موعدش نزديك باشه (احزاب/63) ::.
گفتم: تو بزرگي و نزديكت براي منِ كوچيك خيلي دوره! تا اون موقع چيكار كنم؟
گفتي: واتبع ما يوحي اليك واصبر حتي يحكم الله
.:: كارايي كه بهت گفتم انجام بده و صبر كن تا خدا خودش حكم كنه (يونس/109) ::.
گفتم: خيلي خونسردي! تو خدايي و صبور! من بنده ات هستم و ظرف صبرم كوچيك... يه اشاره كني تمومه!
گفتي: عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم
.:: شايد چيزي كه تو دوست داري، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.
گفتم: انا عبدك الضعيف الذليل... اصلا چطور دلت مياد؟
گفتي: ان الله بالناس لرئوف رحيم
.:: خدا نسبت به همه ي مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.
گفتم: دلم گرفته
گفتي: بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا
.:: (مردم به چي دلخوش كردن؟!) بايد به فضل و رحمت خدا شاد باشن (يونس/58) ::.
گفتم: اصلا بي خيال! توكلت علي الله
گفتي: ان الله يحب المتوكلين
.:: خدا اونايي رو كه توكل مي كنن دوست داره (آل عمران/159) ::.
گفتم: خيلي چاكريم!
ولي اين بار، انگار گفتي: حواست رو خوب جمع كن! يادت باشه كه:
و من الناس من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخره
.:: بعضي از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت مي كنن. اگه خيري بهشون برسه، امن و آرامش پيدا مي كنن و اگه بلايي سرشون بياد تا امتحان شن، رو گردون ميشن. خودشون تو دنيا و آخرت ضرر مي كنن (حج/11) ::.
گفتم:...
ديگه چيزي براي گفتن نداشتم.
نوشته شده توسط پریسا در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 16:40 موضوع | لینک ثابت
قطره که از موندن در رودخانه ها خسته شده بود ، به خدا میگه :
" آرزوم اینه که بزرگ تر بشم و رشت کنم من باید به جایی برسم که بتونم دریا بشم "
خدا میگه :
" ولی دریا شدن سخته ، برای رسیدن به دیا بایدخیلی سختی بکشی و با موانع
زیادی برخورد میکنی دریا شدن راحت نیست "
قطره میگه :
" ولی من آرزوم اینه که دریا بشم و برای رسیدن به اون هر سختی رو تحمل میکنم "
خدا قطره رو در رود به جریان میندازه ، قطره به سنگ برخورد میکنه صبر میکنه ، عبور
میکنه ، منجمد میشه ، دوباره آب میشه ، آفتاب سوزان میادو قطره رو بخار میکنه ،
قطره ابر میشه و همراه باران بر دل دریا فرود میاد . پس از مدتی قطره به خدا میگه :
" زندگی برام تکراری شده این ، جایی نیست که من میخواستم ، دلم میخواد با ارزش
تر بشم بزرگتر بشم و به کمال برسم "
خدا قطره رو از دل دریا برمیداره و بر قلب انسانی میگذاره ، قطره جریان پیدا میکنه و
همراه اشک انسان عاشقی خارج میشه و به نهایت زیبایی میرسه .

نوشته شده توسط پریسا در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 ساعت 17:49 موضوع | لینک ثابت
امشب ناله دارم
دیگر صبری ندارم
او رفته است و دیگر فرصتی ندارم
مانند شمعی ام من که روشنی ندارد
حرفی ندارم امشب
تنها مانده از او بوی عطر شب او
شاخه گلی پرپر روی میز مشق او ![]()
ناله امشب درگلو دارم با صبوری ها گفت وگو دارم

نوشته شده توسط پریسا در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 14:34 موضوع | لینک ثابت
دو ، چهار، چهار، سه، چهار ...
الو منزل خداست ؟
این منم مزاحمی که آشناست . هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط یک صداست . شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است . به ما که می رسد حساب بنده هایتان جداست ؟ الو! دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد . خرابی دل من است ، یا که عیب از سیم هاست ؟ خدا صدای تو نمیرسد . کمی بلند تر صدای من چطور ؟ خوب و صاف و واضح و رساست ؟ اگر اجازه میدهی برات درد و دل کنم . شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست . خدا مرا بغل کن . کمی نوازشم بده ، حظور دست های تو عجب گرم و با صفاست . سر مرا به شانه ات بگیر تا سبک شوم پناهگاه این دل شکسته شانه ی شماست . خدا مرا ببخش باز هم مزاحمت شدم ، دوباره زنگ میزنم دوباره تا
*خدا خداست *

نوشته شده توسط پریسا در سه شنبه دهم دی 1387 ساعت 15:30 موضوع | لینک ثابت
حرف " حسابی " :
خیابان مهدی خانی ، رو بروی بلورسازی ، نزد یک میدان شاپور کجا .
و دانشگاه پر ینسون آمریکا و در بهترین اساتید جهان کجا ؟!
در طفولیت خانواده ای متمول داشت .
جوانی و نوجوانی را در فقر و تنگدستی گذارند .
در ایام دانشجویی زحمتهای بسیار کشید و فراز و نشیبها دید .
دوران دانشگاه و استادی را هم با قناعت بسیار سپری کرد ؛
اما دکتر حسابی هرگز از کسب علم و خدمت به مردم دست بر نداشت .
کدام راه حل :
خدا رفتگان شما را بیامرزد .
مادر بزرگ یه بنده خدایی همیشه میگفت هیچ چیزی زیادش خوب نیست .
اون موقع ها درست حرفشو نمیفهمیدم .
اما حالا وقتی میبینم اگه به گل بیش از حد آب بدیم پژمرده میشه .
و اگه کسی را به خاطر اشتباهاتش بیش از اندازه ملامت کنیم نتیجه ی معکوس می ده .
مطمئن میشم منظور اون مادر بزرگ همان سخن حضرت علی (ع) است که می فرماید :
راه حل های کوتاه مدت اگه در طولانی مدت بکار گرفته بشن جواب عکس می دهند .
ضمیر غائب مفرد :
نگاهش را به بیرون از پنجره دوخته بود .
پرندگان مهاجر در اوج آسمان بودند .
و در کنار تخت او چند شاخه گل یاس .
قرآن وجودش پر بود از آیه ها ی تیر و ترکش
و تاول ها جای بوسه ی فرشتگان را نشان می دادند .
نگاهش را که از پنجره گرفت
روحش همراه پرنده ها بود و گل های یاس پژمرده بودند .
________________________________________________________
ضرورتی ندارد همیشه بر خلاف جهت آب شنا کنی تا همه بدانند که هستی
ضعیفان به گذشته مینگرند ، عقلا به حال و دیوانگان به آینده (نایلئون) .
چیزی که آینده ، به شما تحویل خواهد داد ، بستگی دارد به چیزی که خودتان امروز برای فردا ذخیره میکنید .
________________________________________________________
زندگی خوب زندگی ای است که ندونی یکی داره برات دعا میکنه .
*دوستای عزیز عیدتون مبارک *
نوشته شده توسط پریسا در چهارشنبه دهم مهر 1387 ساعت 21:13 موضوع | لینک ثابت
در هنگام مطالعه
اصلا چیزی را که یکبار خوانده اید مرور نکنید .
از مطالب تخصصی سریعا رد شوید چون اصلا متوجه نخواهید شد .
مطالب حاشیه ای را بهتر و بیشتر مطالعه کنید .
مثلا توضیحات اول کتاب راجع نویسندگان کتاب ، از کتاب لغت استفاده کنید .
البته اگر بالش نداشتید ، چون معمولا ً کتاب های قطوری هستند .
اصلا به کتاب های کمک درسی مراجعه نکنید چون کارتان را زیاد میکنند و
مانع کارهای اصلی شما خواهند شد .
کوچیکترین جزوه را سارا خانم خودتان یعنی همون شاگرد اول کلاس
بگیرید .
اصلا وارد جزئیات نشوید . شما قرار نیست همه چیز را برای معلم در امتحان
بنویسید چه معنی داره که همه ی نکات رو برای اون یادآوری کنید ، مگه
خودش بلد نیست حالا هی دهن منو باز کن . ![]()
شما کافی است فقط سر نخ را به او بدهید بقیه اش را خودش بلد است .
حواستان باشد درباره ی چیزهایی که یاد میگیرید زیاد فکر نکنید .
به هر حال این ذهن ما هم امانت خداست باید در حفظ آن کوشا باشیم .![]()
نکاتی را هم که نفهمیدید اگر چه بسیار زیاد هستند بی خیال شوید و دنبال
فهمشان نروید .

نوشته شده توسط پریسا در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 12:58 موضوع | لینک ثابت
حتما"سربزنید: www.man-va-arezoohayam.blogfa.com
تووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووپ
تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتوپ
توپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــپ
toooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooop
www.man-va-arezoohayam.blogfa.com
![]()
نوشته شده توسط پریسا در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت
سلام بر مهدی (عج) ، انتظار سبز دوران ها ، ذخیره جاویدان الهی و نوید بخش صبح در شب انتظار
*همچو صبحم یک نفس باقی است تا دیدار تو * چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع *
سلام بر مهدی فاطمه(عج) .
سلام بر عاشقان و منتظرانش .
سلام بر منتظران مهر عالم افروز هستی و یگانه مهرورز منتظران .
ای خورشید پنهان در ورای ابرها !
ای سرو افروخته در دشت های خاموش !
ای قامت رعنای عدالت !
ای دادرس مظلومان !
ای فجر امید ...چشم به راه گذاشته ایم تا تو بیایی ...
میلاد با سعادت حضرت مهدی (عج ) را به همه ی دوستای گل و بامرامم تبریک میگم .![]()
دوستتون دارم یه عالمه ![]()
نوشته شده توسط پریسا در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 13:4 موضوع | لینک ثابت
برای اینکه راه های موفقیت را با سرعت طی کنیم لازمه گاهی اوقات کمی زرنگی به
خرج بدیم. والبته باید از تمام وجودمان کمک بگیریم. برای توضیح بیشتر کاربرد بعضی
اعضای بدن در سر کلاس را بیان میکنیم:
انگشتان : خلال دندان، گوش پاک کن، دسمال کاغذی !!![]()
(برای بچه مثبت ها هم یادداشت نکات مهم) ![]()
گوش: از آنجا که خدا به ما دو گوش عنایت کرده پی به اهمیت آن برده سعی
می کنیم همانطور که آکبند از خدا تحویل گرفته ایم، دست نخورده وسالم آن را
تحویل دهیم .
چشم : بسته بودن هنگام خواب، افتادن روی برگه ی بغل دستی موقع امتحان، خیره
شدن به تخته برای فراموش کردن فشار ناشی از دستشویی، یکی باز و یکی بسته
برای نشانه گرفتن پس سر مبصر. ![]()
پا: ایجاد مانع بر سر رفت و آمد بقیه، تک چرخ زدن با صندلی ، له کردن کمر نفر
جلویی ، پنهان کردن آشغال میوه ها و سایر تنقلات!!
مغز:!!!!!!!!![]()
بچه هب راستی هیچ فرقی نمیکنه ، میخوای راهنمایی باشی یا دبیرستان و حتی
دانشگاه البته توی دانشگاه یکمی قضیه فرق داره ولی خوب ... ![]()
نوشته شده توسط پریسا در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 10:17 موضوع | لینک ثابت
__________________________________________________ * تا یار که را خواهد و میلش به که باشد *
------------------------------------------------------------------------
ما تدبیر می کنیم و خداوند تقدیر می کند .
پس هر کاری می خواهیم در آینده انجام دهیم یا ندهیم ، در کنار جمله ی
خبری ( انجام خواهم داد ، خواهم رفت ، خواهم خورد یا نخواهم خورد و... )
، یک انشاءالله هم بگذاریم .
پس : انشاءالله من نوجوانی کوشا برای رسیدن به آرزوهایم خواهم بود.
باتشکر از ...
__________________________________________________
* بانوی آسمان *
------------------------------------------------------------------------
ایوان دلت را باید آب و جارو کنی
آنگاه شمعدانی های عشق را بچینی دور تا دورش
بعد هم رویشان مهر و محبت را آبپاشی کنی
بهتر است جلوی خانه ی احساساتت هم
برای خیر مقدم به بانوی آسمان و زمین ، پرچم بزنی :
یا زهرا
__________________________________________________
* از اشتباه کردن نترس . فقط به آن اعتراف کن
*------------------------------------------------------------------------
دریک شرکت تجاری انگلیسی
حسابدار به خاطر یک اشتباه ، حدود 20 میلیون دلار به شرکت ضرر زد
بلافاصله تصمیم گرفت استعفا دهد اما در کمال تعجب دید که مدیر عامل
استعفایش را رد کرد . وقتی علت را پرسید ، گفت وقتی خیلی خرجت
نکرده بودم ، حسابدارم بودی ؛ حالا که 20 میلیون دلار خرجت کردم
می خوای بری ؟! ![]()
__________________________________________________
نوشته شده توسط پریسا در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 11:20 موضوع | لینک ثابت
دو کلمه حرف حساب : 0 از اوقات انتظار استفاده کنید ( مثلا در مسیر رفت و برگشت مدرسه یا ساعات بین کلاس ها ) 0 در هنگام مطالعه ابتدا از کتاب ها و موضوعات سخت تر شروع کنید . 0 از خودتان مراقبت کنید ( ورزش ، تغذیه ی مناسب ، خواب کافی ) 0 در انجام کار های نشاط آور کوشا باشید ( رفتن به پارک ، تفریح با اعضای خانواده ) 0 بیشتر از تواناییهایتان برای خود تعیین تکلیف نکنید . طوری برنامه ریزی کنید که از پس آن برآیید . 0 درس ها را برای شب امتحان انباشته نکنید . 0 هر یک ساعت و نیم مطالعه 20 دقیقه استراحت کنید . 0 در برنامه ریزی روزانه از معلم راهنمایتان کمک بگیرید . 0 در مطالعه زیادی وسواس به خرج ندهید . 0 نکاتی را که یاد نگرفته اید حتما از معلم مربوطه بپرسید . 0 در کلاس یادداشت برداری کنید . 0 و مهم تر از همه ی این موارد توکل به خدا را هرگز از یاد نبرید . wow
راستی بچه ها من یادم رفت یک چیز اساسی و مهم را بگویم :
اون مطالب بالا رو حالا نمی خواد خیلی جدی بگیرید . اون مطالب قبلی رو بچسبید . به
جزآخرین موردی که نوشتم ( با توکل به ... ) همه ی این کارها را الخصوص مطالب قبلی
انجام دهید .
نوشته شده توسط پریسا در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 13:48 موضوع | لینک ثابت
چگونه برای امتحان آماده شوید ؟!!
از قبل صندلی خود را برای امتحان شناسایی کنید .
مطالب جزئی را که نتوانسته اید مطالعه کنید ( تقربا کل کتاب ) به صورت خلاصه روی برگه های باریک
بنویسید .![]()
بخش های برجسته ی درس را فراموش نکنید ( رجوع کنید به شکم همون بچه باحال کلاس ) .
پیش از امتحان یک غذای سبک بخورید . در حد نون و پنیر و پیتزا پپرونی و سالاد فصل و سیب زمینی
سرخ کرده به عنوان دسر و به اندازه ی 2 الی 3 پرس جوجه کباب ساده و جزئی برای شام . ![]()
غذایی بیش از حد مانع نشستن صحیح شما در محل برگزاری امتحان است برای همین توصیه میکنیم
به همین غذای مختصر قناعت کنید .
از آموزگارتان بپرسید سؤال تستی می دهد یا سؤال تستی ؟
واگر گفت سؤال تشریحی می دهد با پنچر کردن لاستیک ماشین از او خواهش کنید که سؤال تستی
بدهد .( تازه از خداشم باشه سؤال تستی که سخت تر از سؤال تشریحی است ).
البته اگر باز هم راضی نشد شما با مطالعه کافی روی برگه های باریک ذکر شده در فوق می توانید
با خیال راحت امتحان دهید .
سعی کنید سؤالات امتحانی را قبل از جلسه حدس بزنید . برای این کارهمان طور که قبلا هم براتون ذکر
کردم از مانتو یا کت و شلوار معلم مربوطه بدون شکستن غرور آویزان شوید .( مانتو برای خانم ها و کت و
شلوار برای آقایان ) .
آدامس
!بله آدامس هم در فهم درس و برگزاری یک امتحان خوب مؤثر است .
نکات مهم روی کاغذهای کوچک به راحتی بوسیله ی آدامس کف کفش یا زیر صندلی شما خواهند
چسبید .
صبح امتحان هم ورزش کنید به خصوص ورزش چشم .
شما باید بتوانید حداقل از هر سمت برگه های 2 نفر را مورد بررسی قرار دهید که خدایی نکرده اشتباه
ننوشته باشند !!! ![]()
نوشته شده توسط پریسا در چهارشنبه نهم مرداد 1387 ساعت 9:5 موضوع | لینک ثابت
وقتی به خانه می رسم :
کفشهایم را به سرعت در میارم .
وارد خانه می شوم .
کیفم را به دور ترین نقطه ممکن پرتاب میکنم چون مطمئنا تا فردا به آن نیاز ندارم.
جورابهایم را در محل مخصوصشان میگذارم یعنی زیر دماغ آبجی یا داداش کوچیکه که آن وقت روز حتما
خوابه .
سپس به مهم ترین نقطه ی خانه رفته و ساعتی را در آن مکان سپری می کنم بعد از آن وقت تماشای
تلویزیون است .
البته من سعی میکنم همزمان به آزار اذیت آبجی یا داداش کوچیکه هم بپردازم ، چرا که تا ان زمان آنها
پس ازبارها بیهوشی در اثر استشمام بوی جوراب من کاملا آماده ی دریافت سهمیه ی کتک روزانه خود
هستند. ![]()
بعد نوبت خوردن یک شام ساده است که اصولا بیش تر از یک ساعت طول نمیکشه .
پایان روز که دگر جانی در بدن نمانده فرصت مطالعه است ؛ البته در همان اتاق تاریک و فضای خلوت و
خلاصه حال و هوایی که قبلا راجع به آن صحبت کردیم .
البته در شبهای امتحان قضیه کمی فرق میکنه و من به جای مطالعه ی بیهوده وقت بیشتری را صرف
حضور در همان نقطه ی محوری خانه میکنم . ![]()
نوشته شده توسط پریسا در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 10:10 موضوع | لینک ثابت
از چه کسی و در کجا کمک بگیریم :
* از برادر بزرگتر وقتی نمره ی امتحانمان کم شده و نیاز به امضای ولی پای برگه امتحانی داریم .
* از آبجی کوچیکه وقتی اعصابمان خورد شده و می خواهیم کسی را به شدت مورد عنایت قرار دهیم .
* از معلم پرورشی وقتی می خواهیم ننوشتن تکلیف را بیندازیم گردن فشارهای روحی و روانی .
* از دکتر فامیل وقتی حال رفتن به مدرسه را نداریم .
* از برگه شاگرد اول کلاس موقع امتحان .
* از پایین مانتوی معلم (برای دختر ها) و از کت معلم (برای پسرها) وقتی نمره یا امتیاز می خواهیم ؛ که
از آن به میزان لازم آویزان بمانیم .(البته بهتون بگم این کارو در مراحل آخر انجام بدهید ؛ بیخودی غرورتونو
همون اول نشکنید).
* از اسم کتابخانه ، وقت رفتن به سینما یا پارک .
* از پیراهن نفر جلو در کلاس ، وقتی عطسه می کنیم و دسمال نداریم .
* از پیژامه ی پدر بزرگ ، شب قبل از امتحان ریاضی !!
* از برنامه ریزی دقیق !!!! ![]()
نوشته شده توسط پریسا در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 8:51 موضوع | لینک ثابت
من برای روزم برنامه ریزی می کنم.
برنامه های اصلی : خوابیدن ، خوردن ، رفتن به wc .
برنامه های فرعی : تفریح ، دیدن تلویزیون، اذیت کردن" داداش بهتر بود ولی حیف که من ندارم" بنابراین آبجی کوچیکه رو اذیت می کنم .
برنامه های زورکی : نوشتن تکلیف ، مطالعه .
البته برای مطالعه ی مفید به نکاتی رسیده ام که برای شما هم می گویم :
- تا جایی که ممکن است بی خیال مطالعه شوید اینو همیشه تو همه ی قسمت ها گفتم .
اما اگر نشد :
- جایی کاملا بدون نور را انتخاب کنید .
- سرو صدا هم نباید مزاحم خواب .... ببخشید، مطالعه ی شما باشد .
- فاصله ی چشم تا کتاب حداکثر یک سانتیمتر ، که البته آن هم بوسیله ی دماغ و چانه پر می شود.
- به نیروهای خود اطمینان داشته باشید ؛ شما با چشم بسته هم می توانید مطالعه کنید .
تبصره : اگر پدر و مادرتان وارد اتاق شدند، کمی از کتاب فاصله بگیرید.
- برای بالا رفتن کیفیت کار بعد از هر 15 دقیقه مطالعه یک ساعت و نیم استراحت کنید .
- تلفن در دسترس باشد که خدایی نکرده آن 15 دقیقه ی مذکور را تلف نکنید .
- در ضمن بدترین جا برای مطالعه کتابخانه است .
اصلا به عقیده ی من کتابخانه برای سلامتی مضر است ؛ چون همش باید دهنت اونجا بسته باشه ، خوب آدم حرف نزنه دق میکنه(اونم ، تازه اگر خانم ها باشند که هیچی)
(قابل توجه آقایان محترم) .![]()

نوشته شده توسط پریسا در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 18:7 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
نوجوانان و جوانان عزیز من p.gh هستم ومدیریت این وبلاگ را دارم . این وبلاگ به یک موضوع خاصی اختصاص ندارد اما به همه ی موضوع ها یی که به نوجوانان وجوانان مربوط میباشد خواهد پرداخت پس بیایید به هم کمک کنیم وبگوییم ما چه می خواهیم. منتظر عکس ها وپیام ها ی ارسالی شما هستم.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY